جمال الدين محمد الخوانساري

484

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

بتحقيق كه آماده كرده‌اند از براي هر حقي باطلى ، واز براي هر راستى كجى ، واز براي هر زندهء كشندهء ، واز براي هر درى كليدى ، واز براي هر شبى صباحى . مراد بيان قوّت حيله‌ها وتدبيرهاى ايشانست حتى اين كه آماده كرده‌اند در برابر هر حقي باطلى ، وبازاى هر كجى راستى ، مثل اين كه چنانكه مؤمنان امام حقي دارند ايشان نيز امام باطلى قرار داده‌اند ، وبازاى احكام شرعيهء حقه كه مؤمنان دارند ايشان نيز احكام باطلهء قرار داده‌اند تا اين كه امر بر مردم مشتبه شود وندانند كه كدام يك حق است ، و « از براي هر زندهء كشندهء » يعنى آماده كرده‌اند وپيدا كرده‌اند از براي هر مؤمني كه زندهء حقيقي همين اوست كسى را يا چيزى را كه كشندهء أو ودفع كنندهء أو تواند بود ، و « از براي هر درى كليدى » يعنى از براي هر درى كه بر روى ايشان بسته شود چارهء كرده‌اند كليدى كه بگشايد آن را از مكرها وحليه‌ها ، و « از براي هر شبى صباحى » يعنى از براي هر مصيبتى وامرى كه تيره گرداند حال ايشان را فكر كرده‌اند چارهء كه گشايش دهد آن را وزايل كند در ظاهر تاريكى را از ايشان وبدل شود شب ايشان بروز در نظر جمعى كه چندان بصيرتي نداشته باشند . 6696 قد تزيّنت الدّنيا بغرورها ، وغرّت بزينتها . بتحقيق كه آراسته شده است دنيا بفريب خود ، وفريب داده است بآرايش خود . « آراسته شدن دنيا وزينت يافتن آن بفريب آن » باعتبار اينست كه آراستگى وزينت آن بمال وجاه وأولاد ومانند آنهاست كه بالفعل باشد يا باميد ووعدهء آنهاست وبالفعل آنها همه باطل وزايل است وفريب مىدهند آدمي را ومشغول مىسازند از آخرت كه پاينده وباقي است واميد ووعدهء آنها أكثر دروغ مىشود واگر راست شود باطل وزايل است چنانكه مذكور شد ، و « فريب داده است بآرايش خود » يعنى فريب دادن آن از راه همان زينتهاست كه دارد واز راه ديگر فريب نمىتواند داد پس اگر كسى از سر آن زينتهاى باطل بگذرد ديگر أو را فريب نمىتواند داد .